امیرحسین و روزهای زندگی
امیرحسین در نمایشگاه گل و گیاه 21 اردیبهشت 91
امیر حسین دالی 1
الهی خاله فدات بشه عزیز جون خاله دورت بگردم ...
عکسهای نوروز 91 و سفر مشهد
نوروز در منزل مادر بزرگ امیر حسین وقتی میرفتیم ماسوله مشهد تو ماشین در آغوش خاله از بس سرد بود ملافه دورش پیچیدیم امیر حسین نوروز 91 در منزل مادر بزرگ اینهم نمایی از ماسوله مشهد امیر حسین در راه برگشت به تهران از جاده شما اومدیم تو مسیر یک امامزاده رفتیم الان اسمش یادم نمیاد باید از مامانی بپرسم امیر حسین جان شرمنده خاله یکم کم حافظه شده انگاری امیرحسین در آغوش پدر در کنار دریا ...
امیرحسین و اولین عید نوروز
امیرحسین اولین سال تحویل زندگیش در شهر مشهد مقدس بود صبح برای سال تحویل رفتیم سمت حرم نگذاشتند ماشین نزدیک ببریم هوای خیلی سردی بود زود رفتیم که بتونیم تا حرم بریم اما ترسیدیم بچه سرما بخوره تا حدود ساعت 8 صبح جلوی درب حرم بودیم چون ورودی های حرم (داخلی بسته بودند بخاطر شلوغی و فقط تو صحن جا داشت که اونهم به خاطر سردی هوا و باران و یخ ریزه هایی که روی فرشها نشسته بود نمیشد نشست رو زمین مجبور شدیم برگردیم به خونه مادر بزرگم و سال تحویل همگی دور هم در منزل مادر بزرگ بودیم خانواده ما خاله هام داییم همه بودند 7 روز مشهد بودیم و برگشت همراه با خاله سکینه و خانواده اش با 2 تا ماشین از راه شمال برگشتیم عکسهای این سفر در پست بعدی میزار...
دومین سفر
سفر دوم امیر حسین بازهم مشهد و درست پس از چندروز برگشت از مشهد اول بود امام رضا این زائر کوچولوش خیلی دوست داشته دلتنگش بوده و سریع نگذاشت رد پاش خشک بشه طلبید تا به زیارتش بره برای ایام عید به مشهد رفتیم و امیر حسین همراه با پدر و مادر به مشهد اومدن








